رخ که میدهد، بهمن سوگ که وامینشیند و «زندهماندم» از لابلای طوفان ماههای اول سر میزند، شوک و ترس و بهت که جایشان را به خاکستری آرام دلتنگی روزمره میدهند، آدم که دیگر خود قبلیش نیست و موجودی دیگر است با روح و جسم و چهره و نگاهی دیگر، برمیگردد به زندگی که حالا مناسبات جدیدی دارد ولی روالش قدیمی...